اگر در صدى از بو دجه هاى جنگى دولتها...
If a percentage of the war budgets were used for children!!
یک دوست فعال در امور کودکان داشت
از تجربه و ملاقات اخيرش با شرایط
زندگی کودکان مبتلا به ایدز در یک مرکز –
پرورشگاه- نگهداری کودکان بی سرپرست
در مکزیک تعریف ميکرد... تعریف ميکرد که
کودکان خردسال و بيمار این پروشگاه به
چه چيزهای اوليه برای زندگی و یا نجات
از مرگ احتياج دارند... چشمایش از اشک
پر شد... و بغض من در گلو... صدایش
آهسته شد... لحظه ای بين ما سکوت
شد... بالاخره شروع کردیم به صحبت برای
اقدامی... قرار شد قبل از ویریت مجددش
از پرورشگاه که یک - دو هفته بعد بود-
همدیگر را ملاقات کنيم برای هماهنگی
انجام کاری یا ارسال کمکی...
بهرحال گفتگوی بالا، نمونه کوچک یک
گفتگوی روزانه بود که برای شما هم ممکن
است پيش آمده باشد. اما پرسيدنی
است به کودکان دردمند و نيازمند در جهان
که جرم شان کودک بودن است! و تعداد
شان طبق آمار تقریبی یونيسف به ٢١٠
ميليون هم ميرسد چرا اینقدر بی توجهی
ميشود؟ یا باز به گزارش یونيسف که حدود
٣ ميليون کودک مبتلا به ایدز که احتياج به کمک فوری برای نجات از مرگ دارند، چرا
برای کمک به زندگی و یا نجات از مرگ این
کودکان باید به اقدامات فردی و یا جمعی
افرادی نظير دوست من و شما یا چند
ستاره سينما و ورزش و ارگانهای خيریه در
اینجا و آنجا خلاصه شود؟
تا کی دولتها و حکام نظم جهانی بجای
اقدامات مشترک و سرمایه گذاری وقتی
و مالی برای ریشه کردن این درد جامعه
جهانی، باید اینقدر به مسئله این کودکان
دردمند بی اعتناعی کنند؟
دولتها شاید از حال و روز این کودکان خبر
ندارند! مطمئنا چنين نمی گوئيد. اما شاید
بگوئيد که دولتها مسائل "مهمتری" دارند
که توجه و تمرکز شان را نسبت به کودکان
کمتر کرده است! مثلا اول باید هزینه
های بيليونی و تریليونی جنگی-نظامی و
ساخت سلاحهای اتمی و کشتار همگانی
و موشکهای دور برد زمينی و فضایی را
تامين بکنند تا بعد ببينند آیا چيزی از ته
بودجه های ساليانه و ۵ ساله شان باقی
ميماند که برای مخارج دیگر صرف شود یا
نه؟
درست است! اصلا درد بی درمان هم
همين است. اصلا ضمن بروز وقایع و فجایع
طبيعی مثل زمين لرزه، خشکسالی،
سيل و سونامی، خود این دولتها مسبب
بخش زیادی از درماندگی ها و بی پناهی
این کودکانند، کيست که نداند که بخش
زیادی از خود همين کودکان، پدر و مادر
هایشان، خانه و زندگی شان، سلامتی
-شان و هست و نيست شان را در اثر
همين جنگ افروزی ها و بمبارانهای دولتها
و حکام جهانی از دست داده و ميدهند!
اما کو گوش شنوا ! تازه اینها کم بوده که
به مسابقات ساخت سلاحهای لابد "صلح
جویانه" اتمی شان هم افزوده اند!
چرا باید با راه اندازی جنگ ها و بمبارانهای
"پيروزمندانه" به نقص عضو و آواره کردن
کودکان بيشتری مبادرت ورزند و به تعداد
ميليونی شان بيافزایند؟
کاش درصدی از بودجه های جنگی و
نظامی دولتها و حکام نظم جهانی خرج
این ٢١٠ ميليون کودک نيازمند در جهان ميشد... و اگر ميشد...!





