زهرا كارگرنوين و غلبه بر سرطان
Z. Kargarnovin: Breast Cancer Survivor
اجازه نميدهم كه سرطان سينه زندگيم را مختل كند
زهرا كارگر نوين دكترای رشته تغذيه، فارغ التحصيل از لندن، دارای همسر و دو فرزند (دختر و پسر).
”سرطان سينه داشتم، بجای وحشت كردن و خود را باختن، اقدام به پيدا كردن بهترين راه معالجه و مقابله با آن نمودم.“
داستان سرطان من:
در سال ٢٠٠٥ مثل هميشه خودم را
معاينه سينه ميكردم كه متوجه وجود
يک غده در سينه ام شدم كه زندگيم
را دگرگون كرد سريعاً خودم را به
دكتر متخصص رساندم در مراحل اوليه تشخيص داده شد كه cyst ميباشد كه متاسفانه تشخيص كاملاً اشتباه بود و دو
هفته بعد پس از انجام مراحل پيشرفته
تر خبر دهشتناک سرطان سينه را بمن
دادند چاره ای نبود جز آنكه با اراده
آهنين و انرژی مثبت به فكر راه حلى
برای درمان آن باشم.
نتايج آزمايشات نشان ميداد كه سرطان من از نوع پيشرفته ای است بنام HER2 كه سلولهای آن بطور سريع و وسيعى رشد
كرده و پراكنده ميشوند. من تحت دو عمل
جراحى قرار گرفتم، يكى برداشتن غده
ودومى از بين بردن سلولهای سرطانى.
مرحله بسيار سختى برای خودم شوهرم و
فرزندانم بود ولى من ميبايستى با روحيه
قوی و مثبت و با لبخندی بر لب اين
دوران را متحمل ميشدم.
معالجات من در كشور دبى و در
بيمارستان آمريكايى آنجا صورت گرفت
شيمى درمانى در طى شش مرحله صورت
گرفت و از جديدترين داروی موجود و مطرح در محافل پزشكى بنام Herceptin برای من استفاده كردند. اكنون بعد از ١٨
ماه معالجه، موهای سرم بهتر از گذشته
رشد كرده و زندگى عادی خودم را از سر
گرفته ام.
دوست دارم داستان سرطان خودم را با
ديگران در ميان بگذارم و به آنهايى كه
موقعيتى مشابه من دارند بگويم كه هرگز
نبايد اميد را از دست داد، حتى در زمانى
كه كاملاً نااميد شده ايد و ترس شما را در
برگرفته بدانيد كه هميشه جای اميدواری
هست.
حمايت خانواده
زمانى كه متوجه سرطان شدم در ايران
زندگى ميكردم و چه خوب بود كه در
كنار دختر و پسرم و بقيه افراد فاميل
و دوستانم بودم، متاسفانه در آن زمان
سهراب همسرم در امارت بسر ميبرد و
خيلى مشكل بود در چنين موقعيتى
از همسرم دور باشم. همه برايم نگران
بودند وگريه مى كردند و كسى كه آنها را
دلداری ميداد و آرام ميكرد خودم بودم.
تصميم گرفتم در مورد سرطانم به مادر
و ديگر اعضای خانواده چيزی نگويم ولى
برادران و خواهرانم از آن مطلع بودند و
حمايت آنها از من بى دريغ بود.
من كه يک متخصص تغذيه بودم هميشه
رعايت اصول بهداشت و تغذيه را ميكردم،
بسيار فعال و سخت كوش بودم، هرگز سيگار نمى كشيدم، هميشه ورزش
ميكردم و از تغذيه خوبى برخوردار بودم.
در ارتباط با شغلم به كشورهای انگلستان
و فيليپين سفر ميكردم و در ايران نيز با
كلاسهای تغذيه و بهداشت ”مادر و نوزاد“
كه توسط خودم داير شده بود مشغول
بودم و با توجه به روش زندگيم دليلى
برای ابتلای به سرطان وجود نداشت. به
همين منظور هميشه به دخترم و به تمام
زنان توصيه ميكنم كه چكاب ساليانه را
فراموش نكنند.
طبق آمارهای موجود، ٨ تا ٩ درصد
خانمها در طول زندگيشان دچار سرطان
سينه ميشوند و ساليانه بيش ازيک
ميليون مورد سرطان سينه در سراسر
دنيا تشخيص داده ميشود ونيز حدود
٤٠٠،٠٠٠ نفر مرد و زن در اثر اين
بيماری جان خود را از دست ميدهند.
ولى من با روحيه بسيار مثبت و قوی كه
دارم هرگز اجازه نميدهم كه اين آمار بر
سر مسير زندگى من قرار گرفته و مرا
ناميد سازند.
شما هم بايد يراين باور باشيد كه بهتر
وبهتر ميشويد وراه مداوا برای شما نيز
وجود دارد و براين اعتقاد باشيد كه در
حرفه پزشكى تحقيقات بسياری بصورت
مداوم در حال انجام است. و در نهايت
توصيه من به شما اين است كه در مورد
احساستان چه احساس ترس و چه
هميشه با ديگران « احساس نگرانى حتما
صحبت كنيد اين به روحيه شما بسيار كمک خواهد كرد.





