John Gray جان گری
آقای جان گری هر
چند كه فردی صاحب
نظر نسبت به روابط
اجباری و غير اجباری
بين زن و مرد در
عرصه های گوناگون
است. (بنا به رشته و
تخصصى اش و آگاهى
آكادميک اش كه
ارتباطات (Communication) است. اما آگاهانه يا
ناآگاهانه در بيان علل ابعاد روابط زن و مرد بدور
يک مدار بسته مى چرخد. گفتار و تئوری های او
از محيط, آتمسفر و موقعيت های اجتماعى مختلفى
كه زنان و مردان را محاط نموده اند چندان چيزی
نميگويد. بجز تكرار جملات چند زاويه دار درباره
احساس ، عقل و متعلقات مستقيم و غير مستقيم
آن در زن ومرد نه مختصات آن! برای همين است
كه بعد از تكرار پى در پى چنين جملاتى، باز در ص
١٨٩ همان كتاب (روابط مردان و زنان) اين مجموعه
متعلقات و گرايشات احساس و عقل را طوری ليست
مى كند تا هر خواننده ای بتواند بخشى از مطالب آنرا
مربوط بخود بداند يا خود را مخاطب اين گرايشات
ببينيد. مانند عشق، حمايت، درک، احترام، قدردانى،
پذيرش و اعتماد...
باز همانطور كه خود ايشان در همين صفحه ١٨٩
يادآوری كلى ميكند، بروز اين گرايشات به درجات
مختلف وابسته به ميزان حمايت احساسى و عاطفى
است كه در يک شخص به وجود ميآيد. يا واژه هايى
مثل آرايش, رضايت, هيجان, شادمانى را بدنبال هم
رديف مى كند، تا نتيجه بگيريد كه تمام اساس و
علت روابط ذهنيت ، گرايشات بين زن و مرد از روی
احساس, عواطف و ذات شان است نه از وحود عوامل
تحريک كننده و بازدارنده غير ذاتى اين احساس و
عواطف! اين گرايشات مثبت و منفى آشكار است كه
نمى تواند فقط بصورت ذاتى، غريزی يا طبيعى از
سوی زن يا مرد بروز داده شود. بسا كه بنا به ميزان
رفتار و حركات مناسب و ناهنجار دنيای اطراف هم
عمل كند كه مى كند.





