!بگذار مردم سخن بگویند

 

یادتان هست که وقتی مناظره انتخاباتی دو تن از منتخبین شورای نگهبان رژیم جمهوری اسلامی برای ریاست جمهوری، یعنی حسین موسوی و محمود احمدی نژاد انجام میشد طرفین چقدر از پرداختن به عملکردهای فراموش نشدنی رژیم علیه مردم طفره می رفتند. و اصلا صحبتی از عملکردهای دولت های تحت ریاست خودشان نظیر چپاول و فساد مالی، تاراج و حراج منابع ملی، ضرب و شتم دختران و پسران غیر اسلامی، دستگیری و شکنجه مخالفین، قتل عام و اعدام زندانیان سیاسی، تحقیر و توهین خانواده های زندانیان ،کشتار مخالفین و معترضین، ستم مضاعف و سنگسار زنان، سرکوب و ترور دگر اندیشان در داخل و خارج از کشور، و بیشمار عملکردها و جنایتهای دایمی که توسط دار و دسته های همین دو جناح رژیم علیه مردم صورت گرفته است.

طرفین با لاپوشانی و با حاشیه پردازی و طرح مسایلی مانند مدرک تحصیلی قلابی و آبروبری در سفر به عربستان و ملاقات با سران آن کشور، هر یک به نحوی میخواست دیگری را فقط بخاطر منافع جناحی از سر راه بردارد. که بالاخره  هم نمایش بر علیه موسوی نتیجه داد. البته اختلافات اینها در ارتباط با موضوعات سلیقه ای و سهمی همیشه وجود داشته است. در موضوعات جناحی، معمولا اینها یا با روش جادو و جمبل و جمکران و اعتقادات اولترا روان پریشی توجیه گر جرایم و جنایات رژیم اند و یا با شعارهای اصلاح طلبی خط امامی، مدنی بافی های حقوقی و دمکراسی پناهی اسلامی. ولی در حفظ نظام به همان نحوی عمل میکنند که وقت شکار سگ زرد برادر شغال است!

به هر حال، بعد از نتیجه انتخابات، اختلافات سلیقه ای هر دو جناح چنان بالا گرفت که توگویی حفظ منافع مشترکشان یعنی اساس نظام، چند روزی از یادشان رفته بود، به حدی که شیرازه کار مدتی از دست شان خارج شد. اما مردم هوشیار هم که طی این 30 سال گرفتار  و تحت ستم مظالم این جناح ها بوده اند بموقع مسیر رادیکالیسمی را برای مبارزه و انهدام کلیت نظام سامان دادند که سرنگونی نزدیک و قطعی تمامیت رژیم نتیجه راه بی برگشت آن است به شرطی که عافیت جویان و توهم گران بگذارند این مردم به زبان خود سخن بگویند. مردمی که میخواهند حرف آخر را بزنند. مردمی که جان و روح شان، نام و عزیزشان،خانه و کاشانه شان و خلاصه تمام هست و نیست شان به تاراج این رژیم 30 ساله جمهوری اسلامی رفته و میخواهند با مشت در مقابل مشت با آن سخن بگویند. پس بگذار مردم سخن بگویند!

صدای نسل امروز