| متن کامل پرسشها |
|---|
متن کامل پرسشهای "سرگشاده" از مریم رجوی وب سایت مریم رجوی: تحریریه وومن سایک: طبق اسناد و مدارک 30 سالۀ منابع گوناگون مطالب و نقطه نظرات متعددی نسبت به تاریخ 30 سالۀ ایران (از مقطع 1358 تا 1388) انتشار و به عموم ارائه شده است. اما در بررسی این تاریخ 30 ساله و برای داوری غیرجانبدارانۀ نسل جوان لازم است که وقایع این 30 سال آنطور بیان شوند که حقیقت بوده اند و بد نیست که حقایق مسائل را از زبان شما هم شنید. لذا این بخش از پرسش ها ابتدا مروری برمسائلی که بدرست یا غلط انتشار پیدا کرده اند را مطرح تا در ادامه با پاسخ/های شما همراه شود: با استناد به انتشارات موجود، پس از واقعه 22 بهمن 1357 که به عنوان برگ قطوری به فصل سیاسی تاریخ ایران افزوده شد و سازمان شما ( سازمان مجاهدین خلق ایران) هم با اقدامات گوناگون در ایجاد آن واقعه نقش موثری داشته، چگونه شد که تا مقطع 30 خرداد سال 1360 در مبارزه با این رژیم سکوت کرده بود؟ به عنوان چند نمونه: در جریان حمله به گنبد و کشتار مردم بیدفاع ترکمن به فرماندهی بنی صدر و تیر خلاص های محسن رضایی و مشاطه گری های "چپی هایی" امثال کیانوری و فرخ نگهدار، یا در جریان حمله رژیم به مردم عرب زبان ما در جنوب به فرماندهی تیمسار مدنی، همچنین در جریان "انقلاب فرهنگی" دانشگاهها درسال 59 که با دست پخت و "تئوری های" "بهشتی" و "سروش" و دستورحمله واقدام بنی صدر و چماقداری "غفاری ها"انجام گرفته بود، حتی در حمله رژیم به کردستان به فرماندهی بنی صدر و مشاورت چمران و هدایت نظامی تیمسار فلاحی و حکم های تیرباران های مبارزین و قتل عام های مردم با فتوا های خمینی و جلادی خلخالی! لطفا توضیح دهید که چه شده بود که در مقابل این همه وقایع و حتی در تمام مواردی که میلیشیا ها و هواداران سازمان شما را در شاهی/قائمشهر، در رشت، در تهران، شیراز، در کردستان در ... اعمال رژیم به قتل میرساندند شما راه کوتاه آمدن، راه مویه کردن، راه سکوت و راه به قول خودتان در آن زمانها راه " امام حسین" یعنی راه " مظلوم نمایی" را پیش گرفته بودید؟ ضمن اینکه خود شما و تعداد زیادی از اعضای سازمان شما از سراسر ایران خودتان را کاندید ورود به مجلس رژیم هم کرده بودید و حتی همسر شما، آقای مسعود رجوی خود را برای ریاست جمهوری نیز کاندید کرده بود ( که البته بلافاصله با خشم روح الله حمینی روبرو شد). آنهم زمانی که ارکان و سکان های کشورتوسط افرادی قبضه شده بود که تا قبل از"رویت ناگهانی خمینی در ماه" در پائیز 1357 نه نقش مبارزاتی و مردمی داشتند (امثال مثلث بهشتی- رفسنجانی - خامنه ای و مثلث "بیق" بنی صدر، یزدی و قطب زاده) و نه اصلا وجود سیاسی- مبارزاتی مهمی داشتند و نه میتوانستند مردم را گرد خود جمع کنند. در حالیکه سازمان شما مانند سازمان چریکهای فدایی از محبوبیت و موقعیت مناسبی برای جمع کردن و بسیج مردم برای اعتراض برخوردار بود. تا جائیکه با یک سخنرانی حتی در شهرستانها میتوانست هزاران نفر را به میدانها و استادیوم های سخنرانی بکشاند. نمونه بارز اینکه در سال 1358 هزاران نفر در استادیوم ورزشی رشت برای شنیدن سخنرانی آقای رجوی جمع شده بودند، اما ایشان باز بجای موضع گیری قاطع علیه رژیم، بیشتر وقت را پرداختن به قصیدۀ "مویه کن" بحرخزر اختصاص داده بود! و جالب اینکه آن سخنرانی را آقای رجوی زمانی در آن سطح برگزار کرد که همان روزها و دقیقا در سالنی در همان گوشۀ رشت سخنران دیگری از سازمان شما ( آقای محسن رضائی از برادران رضایی ها) بر عکس، ضرورت ایستادگی در برابر جنایات رژیم و مقابله با "حزب الله" آنرا " مشت در مقابل مشت" میدانست ( که البته پس از آن دیگر خبری از آن شعارها در صحبت های بعدی ایشان نشد!) آیا آن همه مویه و سکوت و حتی خودداری از برخورد قاطع با رژیم تا مقطع تصمیم ناگهانی تظاهرات مسلحانۀ شما در خرداد 1360، از روی خوش باوری به "استحاله" آن بود یا جنبۀ بی اعتنایی و تاکتیکی داشت؟ و بالاخره، آیا کم کاری هایی از این نوع رژیم را در موقعیت بهتری برای دست زدن به سرکوب های بعدی قرار نداد؟ و آیا دست کم گرفتن سرکوبگری های رژیم در همان روزهای اولیه به قدرت خزیدنش، تشدید دستگیریها و کشتار شخصیت ها، اعضا و هواداران احزاب وسازمانهای سیاسی از جمله سازمان شما را ببار نیاورد؟ لطفا توضیحاتی را در این موارد به مثابه روشنگری تاریخ معاصر برای عموم مستقیما بیان کنید، که فرصت دیگری هم برای شما هست تا حقایق مسائلی را که سانسور و تحریفات رژیم در طی این 30 سال مانع از انتقال آنها به نسل بعد از مقطع 1357 گردیده، روشنترسازید! تحریریه وومن سایک: گویا بعد از دو سال سکوت و "مظلومیت" در برابرحملات و کشت و کشتار رژیم، رهبری سازمان شما در خرداد سال 1360 به نیروهای خود دستورتظاهرات مسلحانه در تهران داد تا قدرتی به رژیم نشان داده باشد. با آن حرکت در واقع سازمان شما مبارزه قهر آمیزو خونباری را زمانی با رژیم شروع کرد که دیگر دیر شده بود چون هم به لحاظ موازنه قدرت بین نیروهای اپوزیسیون از جمله سازمان شما و نیروهای سرکوبگر رژیم، اوضاع به دلایل مختلف به نفع رژیم چرخیده بود: بهانه جنگ با عراق، رژیم عده زیادی را به زور ضرب و شتم و زندان و توبه بدنبال خود کشیده بود. همزمان با جا زدن جنگ به عنوان یک جنگ "میهنی - اسلامی"، حتی افراد زیادی از "وطن پرستان" و افراد مسلمان و یا ازادیان دیگر را با خود همراه کرده بود. خلاصه با فریب جنگ " اسلام و کفار" توانست توده های نا آگاهی را هم به جبهه های جنگ گسیل دارد. مسئله جنگ به حدی برای رژیم فائده داشت که رفته رفته توانست با تبلیغ ادامه آن درموقعیت بهتری برای سرکوب مخالفان قرار گیرد. تا جائیکه باضافۀ جنایات روزمره، بیشماری از نیروهای مخالف، مجاهد و مبارز را صرفا به بهانۀ همکاری با "دشمن" دستگیر، زندانی و بدون محاکمه اعدام کرد. لطفا برای روشنگری نسل جدید مخصوصا برای متولدین بعد از 1360 توضیح دهید که علت آن تصمیم ناگهانی برای اعلام جنگ مسلحانه با رژیم چه بود؟ آیا صرفا جنبه نمایش قدرت و زهر چشم گرفتن از رژیم داشت و یا یک اقدام تاکتیکی؟ تحریریه وومن سایک: گویا در سال 1354 یا 1353 عده ای در سازمان شما نقطه نظرات اسلامی حاکم بر سازمان را رد کردند و با انشعابی از سازمان شما جدا شدند و یک سازمان غیر اسلامی و "مارکسیستی" به نام "پیکار" را اعلام و تاسیس کردند. علت رشد آن گرایشات غیر مذهبی در سازمان شما چه بوده است؟ همچنین با وجود بیش از 30 سال حاکمیت بهرحال اسلامی، آیا پس از سرنگونی رژیم حاکم شانس مجددی برای آلترناتیو یا حکومت دیگری از نوع اسلامی (از هر نوع) در ایرا ن هست؟ تحریریه وومن سایک: اگر به 37 سال حاکمیت خاندان پهلوی و بیش از 30 سال دیکتاتوری رژیم جمهوری اسلامی در ایران کمی دقت شود مشخص میشود که حکومت گری 67 سالۀ هر دو رژیم ریشه در"انتصابی" بودن سران حکومتی داشته است. حالا با توجه به اشاره به عوامل دیکتاتوری و خودکامگی حکومتی سالیان در ایران، "معرفی" شما بعنوان "رئیس جمهور" از طرف "شورای مقاومت ملی" چه ضرورتی داشت؟ تحریریه وومن سایک: چرا سازمان شما انتقادات افرادی که از سازمان در خارج از زندان و خارج از کشور راه جدایی و رویگردانی از آنرا پیش گرفته اند، کماکان نادیده میگیرد. هرچند که کلآ انشعاب یا جدایی افراد از سازمان های سیاسی اجتناب ناپذیر است ولی آنچه که چنین سؤالی را سبب شده این است که هم از طرف جدا شدگان و هم از طرف سازمان شما معمولا برخوردها خصمانه و تا حدودی مغرضانه بنظر میرسد نه روشنگری و پرداختن به علل و ریشه های این انتقاد ها و جدا شدن ها! علل چیست"؟ تحریریه وومن سایک: اگر مدل حکومت آینده شما دمکراتیک - اسلامی است، اساسا آیا نظامهای "دینی" دیگر کششی میان مردم دراین دنیای "سرعت" و"سایبر" را دارند؟ تحریریه وومن سایک: در آستانۀ سالگرد خیزش مردم در 22 خرداد سال 88، آینده این خیزش های جاری را برای سرنگونی رژیم حاکم چگونه می بینید؟ تحریریه وومن سایک: چه رهنمودی برای انسجام سراسری اپوزیسیون درسرنگونی رژیم جمهوری اسلامی دارید؟ هم اینکه، چگونه اتحاد عمل های سیاسی را برعلیه رژیم کارساز میدانید؟ نظامی چطور؟ تحریریه وومن سایک: چرا جای "رهبری" و "رهبریت" اپوزیسیون" خواستار سرنگونی،در این خیزشهای مردمی و مبارزات جاری خالیست؟ مریم رجوی: ( تحریریه به انتظار دریافت پاسخ احتمالی ایشان به این پرسش میباشد
تحریریه وومن سایک: در ارتباط با خیزش های جاری و آیندۀ
سیاسی ایران، شما چه جایگاه سیاسی – اجتماعی برای خانم شیرین عبادی که با
جایزۀ "صلح" نوبل به صورت یک چهره بین المللی مطرح شده، قائل هستید؟ آیا شما
از سابقۀ سیاسی ایشان در گذشته که در خدمت "صلح" جهانی بوده باشد خبری دارید
که توانسته اند به دریافت چنین جایزه ای نائل آیند؟ یا نه، خود ایشان هم مثل
آقای "اوباما" صادقانه اعتراف دارند که "شایستۀ"* چنین جایزه ایی نیستند؟ مگر
اینکه هدف این بوده که کسی هم در ایران باشد تا بتواند روزی رُل "بی نظیر
بوتو"ی ایران را در دگرگونی های آینده ایفا کند! هر چه باشد ایشان هم مانند
"بی نظیر بوتو" دمکراسی اسلامی را تاکید میکنند و منافاتی بین احکام شرعی
اسلام موجود و دمکراسی حقوق بشری نمی بینند، تا جایی که افرادی نظیر
حسینعلی منتظری** ازسوی ایشان الگو و "پدر حقوق بشر" هم معرفی
میگردد. **حسینعلی
منتظری آنزمان که در موقعیت جانشینی روح الله خمینی فتواهایی صادر میکرد، در
دوران کشتار و اعدام های دست جمعی دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی در اوایل دهه
60 به زندانبانانی چون "لاجوردی ها" دستور داده بود که چون اعدام دختران کم
سن وسال به لحاظ شرعی "معصیت" دارد، لذا قبل از اعدام باید از آنان "رفع
باکره گی" (تجاوز "شرعی") گرددد
مریم رجوی: ( تحریریه به انتظار دریافت پاسخ احتمالی ایشان به این پرسش میباشد تحریریه وومن سایک: خانم زهرا رهنورد از رهبران "جنبش سبز"، مُبلغ
و مدافع "آبروی" رژیم جمهوری اسلامی و خواهان انتقال قدرت دولتی از جناح رقیب
به جناح خودشان، "اصلاح طلبان" به رهبری همسرش، میر حسین موسوی، نخست وزیر
سابق است. ایشان بعنوان سمبل زن چادری- اسلامی و اولین زن با حجاب-چادری بود
که صلاحیت او برای نمایندگی مجلس رژیم تائید شده بود . همچنین ایشان مدتی هم
مسئولیت ریاست برگزاری کنفرانس زنان اسلامی در تهران را بعهده داشت. وی با
توجه به قدرت و نفوذش در ارگان های بین المللی رژیم، از جمله کسانی بود که
بارها در دفاع از حجاب/چادر اسلامی، با لحن های شدید و موصع گیری های افراطی
به زنان و تمامی مخالفین حجاب در عرصه بین المللی حمله کرد و در"اهمیت" (
اجبار) آن داد سخن داد. تا جائیکه موضع گیری فناتیک ایشان به حدی افراطی بود
که درمطبوعات غیر ایرانی هم به نقد کشیده میشد، از جمله مجلۀ آمریکایی "ماری
کلر" که در اواخر دهه 90 نقل و قولهایی از نقطه نظرات ایشان نسبت به "توطئه
استکبار جهانی بر علیه حجاب زنان"هم به چاپ رسانده بود. حال با موقعیتی که وی
در کنارهمسرش، میر حسین موسوی و دیگر رهبران "جنبش سبز" بدست آورده و مدام از
حق و حقوق اسلامی زن صحبت میکند، شما چه جایگاهی برای او در عرصۀ سیاسی
– اجتماعی و مخصوصا "دفاع" ایشان از حقوق زن قائل هستید؟
مریم رجوی: ( تحریریه به انتظار دریافت پاسخ احتمالی ایشان به این پرسش میباشد) تحریریه وومن سایک: خانم اشرف دهقانی که به عنوان "سمبل چپ انقلابی" مطرح و یکی از افراد دعوت شده به این مصاحبۀ سرگشاده هم هستند، بطور کلی چه جایگاه مشخصی در جامعه سیاسی ایران برای ایشان می بینید؟ تحریریه وومن سایک: خانم فرح پهلوی که به عنوان "نماد خاندان سلطنت" مطرح و یکی از افراد دعوت شده به این مصاحبۀ سرگشاده هم هستند، بطور کلی چه جایگاه مشخصی در جامعه سیاسی ایران برای ایشان می بینید؟ تحریریه وومن سایک: در شرایط ستم مضاعف بر زنان در ایران آیا گرایش به فمینیسم و ایجاد تشکلهای فمینیستی کاربردی برای رهایی زنان دارد؟ اگر نه پس چه؟ تحریریه وومن سایک: با و یا بدون جناح اصلاح طلبان آیا رژیم اصلاح پذیر است؟ تحریریه وومن سایک: گسترش مبارزات آزادیخواهانه مردم در گرو چیست؟ تحریریه وومن سایک: علت فقدان رهبری در مبارزات آزادیخواهانه مردم چیست و تکلیف ایجاد رهبریت آن چی میشود؟ تحریریه وومن سایک: شما در مبارزه با رژیم دارید چکار می کنید؟ در حالیکه ارتش آزادیبخش هم دارید این ارتش شما کی میتواند در پشتیبانی مردمی که به خیابانها آمده و دست خالی درمقابل گلوله های رژیم میاستند وارد کار و زار با رژیم شود. ارتش آزایبخش شما اساسا چرا تشکیل شده بود و حالا که میتواند بر علیه رژیم دست بکار شود کجاست
|
|---|





